چکیده فارسی:
به دست دادن تصویر درست از صفات ذاتی و فعلی خداوند، و تلاش در جهت زدودن شبهات مرتبط با اوصاف الهی، نقشی برجسته در تعمیق باور دینی و جلوگیری از انحرافات اعتقادی دارد. صفت صدق الهی هرچند از اوصاف مورد اتفاق است، اما گاهی ممکن است در تعارض با یکی دیگر از باورهای دینی، یعنی جواز عفو و عدم عذاب برخی گناهکاران بر طبق مشیت الهی، جلوه کند. تفضلیه که معتقد به جواز عفو هستند، برای نشان دادن سازگاری میان این عقیده با صفت صدق الهی و وعیدهای موجود در قرآن و احادیث، نظریه های مختلفی عرضه کرده اند، که مهم ترین آنها عبارت اند از: نظریة مبتنی بر انکار اطلاق قبح کذب؛ نظریة انشاء انگاری وعد و وعید؛ نظریة عدم واقع نمایی زبان وعد و وعید؛ نظریه انکار تنجّز و حمل وعیدها بر استحقاق عقاب، و نظریة مشروط بودنِ وعیدهای الهی. نوشتار حاضر، که به شیوة کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته، بر آن است که نظریة اخیر-یعنی مشروط بودنِ آیات و اخبار وعید و عدم اطلاق و عمومیت آنها-نظریه ای استوار و دارای پشتوانة عقلی، قرآنی و حدیثی است، و چهار نظریة دیگر دارای اشکال اند.
چکیده عربی:
لا شکّ فی أنّ طرح تصویرٍ صائبٍ لصفات الله الذاتیة والفعلیة، وبذل الجهد لإزالة الشبهات التی تطرح حولها، لهما دورٌ بارزٌ فی ترسیخ المعتقدات الدینیة والحیلولة دون حدوث انحرافاتٍ فیها. صفة الصدق الإلهی رغم کونها من الصفات المتّفق علیها، لکن قد تتعارض أحیاناً مع إحدى المعتقدات الدینیة، أی جواز العفو وعدم تعذیب بعض العصاة وفق المشیئة الإلهیة، وأصحاب العقیدة التفضّلیة یعتقدون بجواز العفو، لذلک طرحوا العدید من النظریات لأجل إثبات انسجام هذه العقیدة مع صفة الصدق الإلهی والوعید المذکور فی القرآن الکریم والأحادیث المبارکة؛ وأهمّ نظریاتهم المذکورة هی ما یلی: 1) نظریة تستند إلى رفض إطلاق قبح الکذب. 2) نظریة تعتبر الوعد والوعید مقولتین إنشائیتین. 3) نظریة عدم دلالة الوعد والوعید على الأمر الواقع. 4) نظریة إنکار تنجّز الوعید وعدم جواز حمله على استحقاق العقاب. 5) نظریة کون الوعید مشروطاً. تمّ تدوین هذه المقالة وفق أسلوب بحثٍ مکتبیٍّ على أساسٍ وصفیٍّ-تحلیلیٍّ بهدف إثبات صواب النظریة الأخیرة، أی نظریة کون الآیات والأخبار التی تضمّنت وعیداً تعتبر مقیّدةً وغیر مطلقةٍ، حیث أثبت الباحث أنّها مدعومةٌ بحکم العقل والمدالیل القرآنیة والحدیثیة؛ فی حین أنّ النظریات الأربعة الأخرى ترد علیها مؤاخذاتٌ ولا یمکن إثبات صوابها.